غـــــــم پنهــانی دل...

ساقیـــا

ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست
یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو
یا که من مست و خرابم یا که تارت، تار نیست


[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 15:42 ] [ منو تـــو ] [ ]
مجنـــــــون...

دیوانه وار عاشقت شدم
چرا که مهربانی را در وجودت دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی
و اگر نبودی هرگز عاشق نمیشدم
نه تو از عشق من دست میکشی
و نه قلب من از عشق تو روی گردان میشود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است
زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيبــــــاترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني توبود
زيبــــــــــاترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زيــــــــباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
زيبــــــاترين هديه عمرم محبت توبود
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود
زيباترين اعترافم عشق توبود

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 14:49 ] [ منو تـــو ] [ ]
بهــــــار من
باز با هر واژه ی او بیقرارش میشوم
مثل نقاشی خوشرنگ انارش میشوم
سخت دنبالم میاید یک پلنگ خشمگین
عاقبت با چشم‌های او شکارش میشوم


ادامه مطلب
[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 7:33 ] [ منو تـــو ] [ ]
دل
 

نمیدونم کجاست ... چی میکند ...

ولی میدونم که ندارمش !

هیچوقت نخواستم که تورو با چشمات به یاد بیارم؛

نمیخواستم که تورو تو گم ترین آرزوها ببینم

نمیخواستم که بی تو به دیوارها بگم هنوزم دوستت دارم

آخه تو هول و هوای پریشونیا، تورو نداشتم!

تو گیرودار ای بابا دل تو هیچ ، حال اون خوش؛ ای بی مروت!

ديگه دلی میمونه که جور دل کبوتر بتپه

که با شما از جان و زندگیش بگه ؟!

بگه که هنوز زنده است ...

اگه صدا صدای منه نفس اگه نفس تو

بذار که اون خوش غیرتاش بدونن

که دل دله و این ديگه  دل نیست !

دیگه دل نمیشه!

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه ...

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 9:30 ] [ منو تـــو ] [ ]
پنچـــره بـاز....
عاشقم...

اهل همین کوچـه،...

کوچــه ے بن بســت کنارے

که تو از پنجره اش پاےبه قلب من دیوانه نهادے...

تـــو کجا؟

کوچه کجا؟

پنچره ے بازکجــا؟



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 19:2 ] [ منو تـــو ] [ ]
باران (تنهایارگارمن...)
 

بیـــا دوری کنیم از هم بیـــا تنها بشیم کم کم
بیـــا
با من تو بدتر شو
بیا از من تو رد شو
رد شو
.
.
.

ببین گاهی یه وقتایی دلم سر میره از احساس
نه می خوابم نه بیدارم
از این چشمای من پیداست
تنم محتاجه گرماته زیادی دل به تو بستم
هیچ دردی در این حد نیست
من از این زندگی خسته ام
دلم تنگ میشه بیش از حد دلم تنگ میشه بیش از حد
.دلم تنگ میشه بیش از حد
ذلم تنگ میشه بیش از حد
.
بیش از حد
.
بیش ازحد
.
.
بیـــا دوری کنیم از هم بیــا تنها بشیم کم کم
بیـــا.
با من تو بدتر شو
بیا از من تو رد شو
رد شو

[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 18:11 ] [ منو تـــو ] [ ]
بےگناه ولی محکوم
تنها گناه من این بود که ساده وبے ریاه دوستت داشتم

همه تقصیر ها گردن من...

باشه مهم نیست...

مقصر اصلے منم...

خوب جواب محبتم رو دادے...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 ] [ 16:52 ] [ منو تـــو ] [ ]
رفتــــن تـــــــــو
بازم دلم شکست ای خـــــــــــــــــــــــدا....

چه غـــــــــــــــروبے ست،اشـــک،آه،غـــــــــــــــــم...

چرا دارے از من میپرسے چکار کنم؟

خدایا اون داره میره تصمیم رفتن گرفته....

من که این همه شعر عاشقونه دارم میخونم واست...


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 21:59 ] [ منو تـــو ] [ ]
هوای دل

باران که گذشت

دلم پرواز می خواهد…
دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد…
دلم آواز می خواهد…
دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد…
دلم بی رنگ و بی روح است…
دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد…
[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 6:41 ] [ منو تـــو ] [ ]
تـــولد
سال 92تحویل شد و بهارم از راه رسید.

یه بار دیگه روز تولدم رو دیدم...

خدایا ممنونم که یکسال دیگه گذاشتے نفس بکشم ....


ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 9:21 ] [ منو تـــو ] [ ]